به نظر من اولین گام و اولین حرکت استاد است و مشهور است که می گویند استاد بی سی درصد کار است ولی شاید میشه گفت استاد مثل سوخت ماشین هر چقدر هم ماشین خوب باشد اما سوخت نباشد ماشین حرکت نمی کند. به نظر بنده است از هر چیزی مهمتر، استاد است و هرچه سطح استاد بالاتر باشد و ارتباطش با طلبه بیشتر باشه رشد طلبه بیشتر است .
بسم الله الرحمان الرحیم
امروز در خدمت استاد محمد باقر تقوی یکی از اساتید موفق مدرسه علمیه امام محمد باقر(ع) هستیم که سالها است در رشته ادبیات عرب مشغول به تدریس هستند و به توفیق الهی موفق به نوشتن دو کتاب در همین زمینه شده اند
به عنوان اولین سوال کمی از خودتان بگویید در چه سالی وارد حوزه شدید و الان کجا تحصیل میکنید؟
بنده متولد سال 1376 هستم و بعد از اخذ دیپلم تصمیم گرفتم که وارد حوزه شوم و به توفیق الهی در سال 1392 وارد حوزه شدم و در حوزه علی ابن ابی طالب (ع)تحصیل کردم و در سال 1395 هم توفیق داشتم وارد مدرسه امام محمد باقر (ع)شوم. و در حال حاضر مشغول به تحصیل در درس خارج استاد بنی خزاعی هستم.
دروس ادبیات عرب را نزد کدام یک از اساتید فراگرفتید؟
از بهترین اساتید نحو که در حوزه علی ابن ابی طالب بودیم استاد حجت الاسلام محسن ابراهیمی بودند که طلبه جوانی بودند و به رحمت خدا رفتند هدایه، صمدیه و سیوطی پیش ایشان بودیم.
و مغنی الادیب را پیش استاد رجبی و بهمدی خواندیم.
بهترین اساتید ادبیات عرب در شهر مشهد چه کسانی هستند؟
به نظر بنده استاد رضایی ادیب و حجت خراسانی هستند که البته ایشان تدریس رسمی ندارند
در مدرسه ما هم استاد معصومی و استاد قدسی و استاد صالحی از اساتید خوب هستند .
وارد بحث کتابتان بشویم از چه زمانی به فکر نوشتن کتاب افتادید آیا بلافاصله بعد از خواندن سیوطی شروع کردید یا فاصله افتاد؟
در همان زمان که در محضر استاد محسن ابراهیمی بودم به فکر نوشتن این کتاب افتادم، خود استاد هم در نظر داشتند کتابی بنویسند که عمرشان کفاف نداد، مشکل اصلی و کمبودی که در کتابهای موجود حس میشد، عدم کاربردی بودن بحث ها بود و بنده به دنبال کتابی بودم که مباحث نحو را کاربردی کند . یک کتابی را مقداری نوشته بودیم از همان زمان، که از این کتاب اصلی هم شاید کامل تر بود ولی فرصت این اینکه آن را کامل کنیم نشد که این اتفاق در سال 95-96 بود که تازه آمده بودیم به مدرسه امام محمد باقر(ع) ولی متاسفانه به نتیجه نرسید.
اما کتاب دومی را که در سال 98-99 نوشته بودیم تصمیم گرفته شد که کامل کنم و نکاتی بنویسم که در عین کاربردی بودن آن ، مختصر هم باشد و در کنار این کتاب، کتابی دیگر نگارش کردم که کتاب تمرین باشد تا قدرت کافی برای تجزیه و ترکیب ایجاد شود.
این کتاب نحوی که نگارش کردید همه ی مباحث متداول نحوی را دارد یا خیر؟
درکتاب نوشته شده ، سعی شده همه ی مباحث اصلی بیان شود ولی بیشتر روی مسائلی کار کردیم که قابلیت کاربردی شدن را دارد و از اسم و شروع شده تا فعل و حرف و منصوبات و مرفوعات و مجرورات ولی بحث های تحلیلی زیاد بیان نشده است .
مشکل طلاب در علم نحو بیشتر در کدام زمینه است؟
مشکل طلاب اکثرا در تجزیه و ترکیب است و این اشکال از دو جا ناشی میشود:1-مطالب نحو تئوری است و با توجه به طولانی بودن متن کتب درسی فرصت کافی برای کاربردی کردن مطالب سر کلاس ایجاد نمیشود. پس خود متن اصلی کتاب ها غالبا تئوری است و کاربردی نیست. 2-مطالب نحوی از آنجا که بخشی از آن تکراری است بعضی از طلاب آن را جدی نمیگیرند و میگویند بلدیم اما در مرحله عمل و تجزیه و ترکیب میبینیم که قدرت و علم کافی را ندارند.
البته که نحو باید تکرار شود اما اگر به جای تکرار زیاد مباحث در کتاب ها ، بیاییم همان مباحث را کاربردی کنیم یعنی مرفوعات را خواندیم آن را کاربردی کنیم و بخش های دیگر ،این کاربردی کردن باعث میشود که مطالب در ذهن طلبه حک شود و نیازی به تکرار نیست.
شما فرمودید کتابهای کاربردی در زمینه نحو بسیار کم هستند این کتاب های تجزیه و ترکیب آقای حمید محمدی چطور است؟
کتاب های ایشان خوب است اما چون گزاره ای است هنوز نمی شود گفت مطالب دارند کاربردی میشود علاوه بر اینکه کاربردی کردن مطالب، نیاز به استاد دارد و کتاب های ایشان غالبا با استاد خوانده نمیشود.
به نظر بنده ضعف کتاب آقای محمدی نسبت به کتاب مبادی العربیه این است که کتاب های ایشان به زبان فارسی است ولی برای مقدمات خیلی خوب است ولی برای سطح پیشرفته بهتر است عربی باشد.
فرق اساسی کتاب های ما با کتاب های آقای حمید محمدی این است که ایشان اول مطالب را بیان میکنند بعد تمرین میاورند اما ما ابتدا تمرین میآوریم و ذهن طلاب را آماده میکنیم بعد مطلب را بیان میکنیم و اول خود طلبه در بحث تفکر میکند و روز بعد استاد آن را تدریس میکند.
اشاره میکنم که کتاب اول بنده فارسی است و برای یادگیری مطالب است و کتاب دوم همان مطالب را کاربردی میکند.
نقطه قوت یادگیری علم نحو برای شما به چه چیز بر میگشت؟ مباحثه، مطالعه ، یا توجه سر کلاس؟
استاد ابراهیمی نقش زیادی در یادگیری مباحث ادبی برای بنده داشتند و روش ایشان این بود که طلبه را همه فن حریف بار بیاورند و سر کلاس از احکام و احادیث استفاده میکردند و میگفتند بگو این کلمه نقشش چیست؟ پس یک بخش استاد است.
خاطره ای در ذهنم است که استاد به بنده میگفتند برو ملاجامی بخوان و من هرچه ملاجامی را باز میکردم نمیفهمیدم یکی از استادهای دیگر گفتند که این کتاب برای شما سنگین است. من دوباره برگشتم با استاد ابراهیمی صحبت کردم ایشان فرمودند بله شما الان این مطلب را متوجه نمی شوید باید یک ماه دو ماه مطالب را از دیگران بپرسی تا در این کتاب راه بیفتی و یک طلبه پایه۵ هم بود که اساتید ادبیات هم از ایشان سوال می پرسیدند می گفت تنها کتابی که در حوزه یعنی در کتب نحوی قوی هست ملاجامی هست چون به شما فکر کردن یاد میدهد و تحلیل کردن یاد میدهد که هرچه که میخوانیم با دلیل و استدلال بخوانیم و نحو پایه هست برای منطق و اصول ، یک نکته دیگر هم این بود که استاد ابراهیمی به من پیشنهاد کردندکه برو قرآن ترکیب کن و اوایل با هم ترکیب می کردیم و استاد سه کلمه نمیگذاشت جلو برم و دائما مراجعه می داد که مثلاً معنای (واو) و (من) و (علی) را پیدا کن و مراجعات زیاد میداد و میگفت مراجعه کنید به کتاب های مختلف .پس بحث کاربردی بود که توفیق شد که ما خیلی از جاهای قرآن را ترکیب کنیم ابتدا با ایشان بعد خودم هم به صورت تنهایی و بیشتر هم موقع نماز که وقتی امام جماعت مدرسه نافله میخواند من قرآن ترکیب می کردم نقطه قوت استاد ابراهیمی مراجعه دادن و کاربردی کردن بود یک مدت هم پیشنهاد داد که بیا باهم متن بخوانیم آخر هاش به جایی رسیدیم که به من میگفت شما انگار از قبل متن را اعراب گذاری کردی که انقدر خوب میخونی یا واقعا حرفه ای شدی.
برای پیشرفت در علم نحو برای طلاب مدرسه خودمان اولین قدم را چه می دانید یعنی برای اینکه ادبیات عرب مدرسه را تقویت کنیم اولین گام برای چیست؟
به نظر من اولین گام و اولین حرکت استاد است و مشهور است که می گویند استاد بی سی درصد کار است ولی شاید میشه گفت استاد مثل سوخت ماشین هر چقدر هم ماشین خوب باشد اما سوخت نباشد ماشین حرکت نمی کند. به نظر بنده است از هر چیزی مهمتر، استاد است و هرچه سطح استاد بالاتر باشد و ارتباطش با طلبه بیشتر باشه رشد طلبه بیشتر است . و مدرسه ما هم پتانسیل خیلی بالایی داره نسبت با حوزه هایی که در ارتباط هستم و من طلبه هایی را می بینم که نمونه اش در مدرسه علی بن ابی طالب نیست یک نمونه اش آقای خوش قدم و وفایی نسب و خیلی های دیگر. باید از ظرفیت همین طلبه ها استفاده کرد مثلا همین طلبه هایی که نام بردم اگر روی اینها کار شود اساتید خوبی در آینده میشوند.
دومین گام بحث کاربردی کردن دروس هست پارسال یک گام خوبی مدرسه برداشت این بود که یک استادی آمد و شروع کرده بود از اول صرف به سبک قدیم کار میکرد که فعل صرف کن به ترتیب یکی در میان صرف کن تا طلاب قوی شوند و آن هم به صورت کاربردی بود و طلاب را بر اساس سطح دقیق تقسیم کرده بودند و مباحثه میکردند و خیلی خوب است که این برنامه ها باز هم با اساتید خوب مثل استاد صالحی و قدسی برگزار شود و این برنامه و فضا دوباره انجام شود و منظم به صورت کاربردی دروس پیاده سازی شود و این امر خیلی روی قوت طلبه و انگیزه طلبهها اثر میگذارد چون برخی از اساتید واقعاً نفسشان گیرا هست مثل استاد قدسی که اساتید دیگر برای رفع اشکال به ایشان مراجعه می کنند.
سوالی که پیش میاد چرا طلاب در نحو بیشتر تسلط دارند تا صرف و اساتید غالبا در نحو تخصص خوبی دارند اما در صرف خیلی متخصص نیستند؟
۳ دلیل عمده وجود دارد اولین دلیل عدم کاربردی بودن و کاربردی شدن صرف است و نکته این است که صرف در فهم روایات نسبت به نحو، کمتر تاثیر دارد دلیل دوم این است که در صرف مطالب پس از مدتی حفظی می شود مثلاً جمع مکسر چند صیغه داره پس حفظی است دلیل سوم اما مشکل دیگری که صرف دارد تحلیلی نیست و ساختار منطقی آنچنانی ندارد البته تحلیل هایی گفته شده ولی عملاً ساختار منطقی که از یک جا شروع شود و به یک جا ختم شود را ندارد .
ضرورت یادگیری علوم ادبیاتی را در چه می بینید؟طلبه مثلا میگوید الان همه ی احادیث ترجمه و تفسیر شده و به شوخی میگویند تا خود اجتهاد شرح و تلخیص است؟
یکی از کارهای خوبی که در کتاب مغنی الفقیه شده است این است که فتاوای فقهی را آورده و یکسری مباحثی را اشاره کرده و اینکه چقدر فهم ادبیاتی و اختلاف نظرها تأثیر دارد و میتوان برداشت های مختلفی داشته باشیم و اگر بخواهیم برای ضرورت برای نمونه اشاره کنیم بنده خودم مثلاً برای بعضی از کتابها مثل بلاغت ضرورتی قایل نمی شدم فکر میکردم فایده آن کم است تا اینکه آن را دوباره خواندم و فهمیدم چقدر ضرورت دارد و اگر کسی از من بپرسد مهمترین علمی که تا حالا خواندی چیست میگویم همین علم بلاغت است و در عرصه تبلیغ فضای مجازی باعث شد بفهمم که چقدر بلاغت مهم است که یک مطلب را با بیانی زیبا و عامه پسند بگوییم و اما اگر بخواهم به ضرورت بحث نحو اشاره کنم به این مسئله اشاره میکنم که روایات اهل بیت دقت خیلی بالایی دارد و این روایت را اگر جلوی مردم بگذاریم نمی فهمند و قبول نمی کند و در حقیقت طبق روایت اینطور است که اگر مردم محاسن و زیبایی کلمات ما را بدانند تبعیت میکنند بدون اینکه خود کلام را بدانند .
به عنوان سوال آخر از کتابهایتان اگر نکته ای است بفرمایید؟
کتاب اولی که نوشته شده بر اساس قوانین ادبیات عرب و قوانین ترکیب است رابطه مطالب نحوی و تجزیه و ترکیب آن مثل فقه و اصول فقه است یعنی شما در اصول قانون را یاد میگیری در فقه پیاده می کنی و فرق بین نحو و ترکیب هم همین است در نحو مبتدا خبر را می خوانی و این ویژگی ها را مثلاً دارد اگر شما یک قانون ترکیبی بخواهید بیاورید میگویید هر اسم معرفه ای که در ابتدای کلام بیاد و بتواند مرفوع باشد آن مبتدا هست این یک قانون کلی است البته تخصیص هم داره(ما من عام الا و قد خص) ولی قانون کلی است و ۹۹ درصد آن اسم مبتدا میشود یکی از نکاتی که در تجزیه و ترکیب کردن کمک میکند ودر برداشت صحیح متون موثر است توجه به قرائن است ما سعی کردیم قرائن را بیاریم و توضیح بدیم تا طلبه معنا و مقصود را درک کند مثلاً به عنوان نمونه در کتاب کافی می گویند همزه چند تا معنا دارد خوب ما از کجا تشخیص بدیم کدوم معنا مقصود است.در جواب از کتاب بلاغت کمک گرفته شده است وهمان قرائن به ما کمک می کند که اینجا همزه چه معنایی دارد . یک نکته ای که میخواستم اشاره بکنم این است که کتاب ما ، یک فرقی با کتاب مبادی العربیه دارد و فرقش این است که در کتابمان سعی شده ابتدا تمرین حل بشه و طلبه با متن درگیر بشه و بعد استاد اصل متن را توضیح دهید و کتاب اول که به صورت فارسی اصل مطالب را توضیح میدهد به صورت خلاصه است جوری که هم بشود مطلب آمورش داده شود هم برای حل تمارین و کاربردی کردن وقت باشد .
اسمی برای کتاب هایتان انخاب کردید؟
کتاب اول مطالب ترکیب و کتاب دوم که بیشتر تمرین همان مطالب است تمارین ترکیب است.
نکته:کتابهای استاد بزودی در همین سایت بارگزاری میشود
پایان.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.
طراحی و توسعه:استودیو هنر ایده نگار