مسأله سیاست و رابطه آن با دین، از مسائلی است که بعد از شهادت جانسوز رسول مطرح بود، گرچه ممکن است بعد از شهادت بلافاصله به زبان جاری نشده باشد اما در عمل پیاده شد و حکومت و سیاست از امامت جدا شد و بعدها بنی امیه و بنی عباس، افرادی را برای پاسخگویی در کنار خود تعیین می کردند که به مسائل دینی پاسخگو باشند که به علمای دربار معروف شدند . و این تفکر جدایی دین از سیاست در طول تاریخ ادامه پیدا کرد، در برهه ای پر رنگ می شد و در برهه ای کم رنگ، و تا عصر حاضر ادامه پیدا کرد .
موضوع:رابطه دین با سیاست کدام یک از روابط اربعۀ منطقیّه می باشد؟
نویسنده: علی کشوری
چکیده
با توجه به آیات قرآن کریم و روایات و سیره اهل بیت – علیهم السّلام – و سیره علماء که حاکی از سنّت می باشد، معنای سیاست در اصطلاح دین عبارت است از : عهده دار شدن امری و اقدام به آنچه که مصلحت مردم و جامعه مقتضی آن می باشد . لازم به ذکر است که بیان شود آنچه که بر علیه طاغوت می باشد ، به مصلحت مردم و جامعه می باشد.
مانند رئیس جمهوری که عهده دار امور اجرایی کشور می شود و آنچه را که مصلحت مردم و جامعه مقتضی آن می باشد انجام می دهد و … .
در خصوص رابطه دین با سیاست، چهار نظر می توان بیان کرد :
1. تساوی؛ 2. عموم و خصوص مطلق؛ 3. عموم و خصوص من وجه؛ 4. تباین .
از این چهار نظر، با توجه به آیات و روایات فراوان و سیرۀ سیاسی علماء که حاکی از سنّت می باشد، نظر دوم صحیح می باشد . یعنی تمام مسائل سیاسی، دینی می باشد امّا تمام مسائل دینی سیاسی نمی باشد؛ مانند مسائل فردی دین .
مقدّمه
قال رسول الله – صلّی الله علیه و آله – :
أوّل العلم معرفة الجبّار و آخِر العلم تفویض الأمر إلیه .
مسأله سیاست و رابطه آن با دین، از مسائلی است که بعد از شهادت جانسوز رسول خاتم –صلی الله علیه و آله– مطرح بود، گرچه ممکن است بعد از شهادت بلافاصله به زبان جاری نشده باشد اما در عمل پیاده شد و حکومت و سیاست از امامت جدا شد و بعدها بنی امیّه و بنی عباس، افرادی را برای پاسخگویی در کنار خود تعیین می کردند که به مسائل دینی پاسخگو باشند که به علمای دربار معروف شدند . و این تفکر جدایی دین از سیاست در طول تاریخ ادامه پیدا کرد، در بُرهه ای پر رنگ می شد و در بُرهه ای کم رنگ، و تا عصر حاضر که من و شما در آن هستیم ادامه پیدا کرد.
بنده چندین سال است که این مسأله در ذهنم بود که رابطه دین با سیاست چیست و پاسخ هایی در ذهنم می آمد و مطالبی را از قرآن و حدیث می دیدم ، اما به پاسخ قاطعی نرسیدم، لذا بر آن شدم که مقاله ای در این رابطه به رشته تحریر در آورم و بحمدالله موفق به نگارش این مقاله شدم . انشاءالله که این مقاله برای دیگران هم مثمر ثمر باشد.
برای دانلود فایل pdf کلیک کنید.دانلود فایل
این مطلب بدون برچسب می باشد.
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.
طراحی و توسعه:استودیو هنر ایده نگار
به نظره بنده این رابطه اشتباه است به این خاطر که صحیح نیست بگوییم هر مسئله سیاسی ای دینی می باشد چون نام گذاری دینی بودن برای یک چیزی نشانه تایید آن
چیز و صحتش می باشد…
حال میبینیم که بسیاری از مواضع و مسائل
سیاسی دچار آلودگی ها و اشتباهات و نقص
ها می باشد مگر سیاستی که از نظره معصوم
مطرح شده باشد و به دستوره معصوم باشد
و میتوان گفت حتی بخش به ظاهر صحیح سیاست که به دستور معصوم مطرح نشده بازهم احتمال آزمون و خطا در آن میرود پس
نحوه بیانمان را صحیح کنیم.
سلام . پرسش شما خوب است در صورتیکه سیاست به دو قسم تقسیم شود 1. الهی 2. شیطانی .
لکن ما سیاست شیطانی نداریم چرا که سیاست با توجه به کتب لغت به معنای “القیام علی الشیء بما هو یصلحه می باشد”
یعنی عهده دار شد امری و به مصلحت آن اقدام کردن .
همینطور که ملاحظه می کنید در معنای سیاست ، اقدام به مصلحت می باشد . یا حضرت امیر به معاویه در نامه 10 می فرمایند ” یا معاویة متی کنتم و ساسة الرئیسه و ولاة امر الامة ” یعنی آنچه که تو داری سیاست نیست ، بلکه دغل و فریب و نیرنگ می باشد.
با توجه به این بیانات و آنچه که در مقاله گفتیم ، ما سیاستی به نام سیاست شیطانی نداریم . پس می ماند سیاستی که در آن مصلحت باشد یعنی سیاست الهی . و در نتیجه، تمام مسائل سیاسی ، دینی می باشد.
اگر فرصت کردید ، ویرایش جدید مقاله را مطالعه کنید .
از اینکه پرسش کردید، بسیار متشکرم . موفق باشید.