سکولاریسم یکی از مباحث بسیار مهم در جوامع کنونی به شمار می رود دشمنان دین برای اینکه به اهداف خودشان برسند تلاش دارند که اذهان مسلمانان را به طرف این تفکر{سکولاریسم}جلب وجذب کنند حال آنکه این پروسه، پروسه ای کاملا بر ضد اسلام اصیل و مسأله ای است که با مفاد و مفاهیم آیات قرآن به طور کامل ناسازگار است
مقدمه
سکولاریسم یکی از مباحث بسیار مهم در جوامع کنونی به شمار می رود دشمنان دین برای اینکه به اهداف خودشان برسند تلاش دارند که اذهان مسلمانان را به طرف این تفکر{سکولاریسم}جلب وجذب کنند حال آنکه این پروسه، پروسه ای کاملا بر ضد اسلام اصیل و مسأله ای است که با مفاد و مفاهیم آیات قرآن به طور کامل ناسازگار است.در اینجا سعی شد که دیدگاه های قرآن وسنت و نظرات علمای اسلام را در مورد دین و سیاست و جدایی انکار ناپذیر این دو بیان شود و به نمونه هایی ازاندیشه ها ونظریه ها و تئوریهاي سیاسی برترو نظام ایده آل اسلام را از نظرقرآن و سنت اشاره شود.
دین: در اصلاح مجموعه ای به هم پیوسته ای از باورها و اندیشه هاي برگرفته از وحی الهی ودر رابطه با جهان،انسان،جامعه و جهان پس از مرگ تعریف کرد که هدف آن هدایت انسان به سوی روشی بهترزیستن و کاملتر شدن است.«آموزش عقاید مصباح یزدی».
سیاست:عبارت است از مدیریت،تدبیرو تصمیم گیری در باب مسائل و رویدادهای کلان يک جامعه است.این سرپرستي وتدبیر شامل رفع معضلات،انتظام بخشیدن به امور و برنامه ریزی و اجرا نیز میشود.«درسنامه اندیشه سیاسی اسلام احمد واعظی».
دیدگاه اسلام نسبت به سیاست:
از دیدگاه اسلام ،سیاست به نوعی هدایت جامعه سیاسی اطلاق میشود،که بر اساس اصول وارزشهای اسلامي و در راستای مصالح اجتماعی توسط افراد واجد شرایط انجام میگیرد.این تعریف دقیقا با مفهوم امامت همگون و مترادف است.«امام خمینی ره سخنرانی ۳ دی ۱۳۵۹».سیاست وسیله ای برای تحقق بخشیدن به اهداف متعالی دین می باشد ، اسلام دین سیاست است ، دستورات اسلام از آن جهت که در جهت اصلاح جامعه و رفع فساد از آن است ، دستورات سیاسی است.
دین و سیاست ملازم هم هستند:
تلقی امام (ره) از سیاست به گونه ای است که دیندار واقعی را گریز از آن ممکن نیست،چرا که حقیقت سیاست چیزی جزهدایت نیست و جوهره ی همه احکام دینی با هدایت عجین است،به نظر میرسد حضرت امام ره در این دیدگاه با اندیشمند مبارزقرن حاضر مرحوم آیت الله سید حسن مدرس کاملا هم عقیده اند چرا که از ایشان نقل شده که فرموده است:سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست.امام خمینی ره در اولین سخنرانی پس از آزادی از زندان در سال۲۱\۱\۱۳۴۳ ضمن بیان خاطره ای از دوران اسارت چنین فرمودند:رئیس سازمان آن وقت به نام حسن پاکروان شروع کرد به صحبت کردن که سیاست،دروغ گفتن،خدعه کردن،فریب دادن است و آخرش گفت پدرسوختگی است این را برای ما بگذارید،من به او گفتمسیاستی که خدعه و پدر سوختگی باشد چنین سیاستی سزاوار شماست و سیاست به این معنا مال شماست.«صحیفه امام ره ج۹».ایشان میفرمایند:والله اسلام تمامش سیاست است اسلام را بد معرفی کرده اند،سیاست مدرن از اسلام سر چشمه می گیرد.«همان ج۱»اینکه بگویم مارا چه به سیاست معنایش این است که اسلام را از آن کنار بگذاریم.«همان ج۳»
سکولاریسم :
در لغت یعنی جدا انگاری دین از سیاست،دنیا گرایی،لا دینی،بی خدایی،اعراض از دین یا به عبارتی به معنی تنظیم امور معاشی از قبیل تعلیم و تربیت،سیاست،اخلاق و جنبه های دیگری که مربوط به انسان است با توجه به دنیا و بدون توجه به خدا آخرت .«مبانی اندیشه سیاسی اسلام عمید زنجانی».
این تفکرسکولاریسم به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد.در دیدگاه لائیسیته اروپایی سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزشهای دینی است و سکولاریسم را نخستین شاخصه مدرنیته خوانده اند.به نظر سکولاریستها بهتر است سیاستمداران برای تصمیم گیری به جای دلائل مذهبی از دلائل سکولار استفاده کننداز این لحاظ در تصمیمات سیاسی برای مسائلی چون سقط جنین،پژوهشی درباره سلولهای بنیادی،ازدواج همجنسگرایان و آموزش سکس،سازمانهای سکولاری چون (center for inquiry) در آمریکا تاکید بسیاری میکنند.«همان».
جوهره و مبنای سکولاریسم پذیرش عقلانیت سکولار به خود اتکایی و استغناء و استقلال فرد ودانش بشری از دین و آموزه های آن اعتقاد دارد،سکولاریسم را نباید به جدایی دین از سیاست تعریف کرد زیرا این تنها یکی از نتایج سکولاریسم است.سکولاریسم به معنای دین ستیزی و الحاد نیست بلکه سکولاریسم قلمروی دین را محدود میخواهد یعنی به عبارتی دین و احکام دین فقط باید در مسجد باشد وخارج از مسجد در زندگی مردم نمی تواند دخالت کند مثل دین مسیحیت که فقط در کلیسا است .
أدله سکولار بر نفی حکومت دینی :
دلیل اول: مشکل تطبیق شریعت ،یعنی نمی توان فقه و شریعت را در سطح جامعه پیدا کرد .
دلیل دوم: دین و تعالیم آن درون مایه محتوایی ثابت دارد، امر ثابت قابل انطباق بر امر متغیر نیست.
جواب دلیل اول: واقعیت این است که تغییرات اجتماعی که غیر قابل انکارنداز یک سنخ نیستند و برخی از آنها مشکلی بر سر راه تطبیق شریعت ایجاد نميکند،برخی از تغیراتی را که در زمینه حقوقی و اقتصادی به وجود آمده را اسلام از گذشته به رسمیت نشناخته بود و اگر در شکل وقالب جدیدی پدید آیند آنها را مردود اعلام میکند به عنوان مثال می توان به معاملات ربوی اشاره کرد.
جواب دلیل دوم: علامه طباطبایی می فرمایند :اسلام سیستمی ثابت و از درون متغیر است که مبانی و اصول و مفاهیم کلی و ارزشهای آن ثابت و تغییر ناپذیر است ولی ساختار و شیوه های عملی و پردازش آنها در بستر زمان و مکان متغیر و متحول است .گرچه دین ثابت است اما ابزار انعطاف با شرایط متغیر در آن پیش بینی شده است.
پس روح استدلال سکولارها آن است که دین ثابت و روابط اجتماعی متغیراست و ثابت بر متغیر قابل تطبیق نیست پس دین نمی تواند در جوامع بشری اجرا شود که در موارد فوق جواب داده شد.
نسبت اسلام و سکولاریسم: شهید مطهری به عنوان یک اسلام شناس بارها در نوشته هایش خاطر نشان می سازد که مولفه های سکولاریسم با مبانی دین اسلام سازگاری ندارد و این موضوع را از جنبه های مختلف مورد بحث قرار میدهد که در ذیل می آید:
۱ـ نقش دین در تمام شئون زندگی:
اسلام آیینی است جامع و شامل همه شئون زندگی بشر .اسلام نظامی نوین و طرز تفکری جدید و تشکیلاتی تازه عملا به وجود آورد ،اسلام در عین اینکه مکتبی است اخلاقی و تهذیبی سیستمی است اجتماعی و سیاسی،اسلام معنی را در ماده،باطن را در ظاهر،آخرت را در دنیا و بالاخره مغزرا در پوست ،و هسته را در پوسته نگهداری میکند.«امامت ورهبری».
۲ـ حکومت شأنی از شئون پیامبر ص:
شهید مطهری ریاست دینی را،نتیجه قهری ریاست در دین میداند.وی حکومت را یکی از شئون میداند که پیغمبر اکرم دارا بود و این حکومت را نه از ناحیه مردم [از باب وکالت]بلکه از ناحیه خدا[از باب ولایت] تلقی می کند.او در کتاب«ولاء ها و ولایت ها» می نویسد «ولا» زعامت،یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی.اجتماع نیازمند به رهبر است،آن کسی که باید زمام امور اجتماعی را به دست گیرد و شئون اجتماعی مردم را اداره کند و مسلط بر مقررات مردم است «ولی أمرمسلمین»است.پیغمبر اکرم در زمان حیات خودشان ولی امر مسلمین بودند واین مقام را خداوند به ایشان عطا فرموده بود و پس از ایشان طبق دلایل زیادی که غیر قابل انکار است به اهل بیت علیهم السلام رسیده است.«امامت ورهبری شهید مطهری».
۳ـ ضرورت توأم شدن دین و سیاست:
متفکر نامدار ما نسبت میان دین وسیاست را نسبت روح و جسم و مغز و پوست می داند . بزرگترین آرزوی هواخواهان ترقی اسلام باید توأم شدن سیاست و دیانت باشد . نسبت این دو باهم نسبت روح و بدن است این روح و بدن این مغز و پوست باید به همدیگر بپیوندند. فلسفه پوست حفظ مغز است،پوست از مغز نیرو میگیرد و برای حفظ مغز است .اهتمام اسلام به امر سیاسست و حکومت و جهاد و قوانین سیاسی برای حفظ مواریث معنوی یعنی توحید و معارف روحی و اخلاقی و عدالت اجتماعی و مساوات و عواطف انسانی است.
۴ـ تبیین معنای صحیح همبستگی دین و سیاست:
از آنجا که دین ملعبه حکام و خلفای جور بوده تا بدان وسیله حکومت خود را مشروعیت بخشند لذا شهید مطهری لازم میبیند که روش و نظام صحیح این همبستگی را تبیین کند.همبستگی دین و سیاست که امثال سید جمال مطرح میکردند به معنای این نبود که به قول کواکبی استبداد سیاسی،به خود قداست دینی بدهد؛بلکه بر عکس به معنای این است که توده مسلمان دخالت در سرنوشت سیاسی خود را دک وظیفه و مسئولیت مهم دینی بشمارد .همبستگی دین و سیاست به معنای وابستگی سیاست به دین است چنانکه میدانیم وابستگی دین و سیاست به مفهومی که در بالا طرح شد یعنی مقام قدسی داشتن احکام،اختصاص به جهان تسنن دارد،در شیعه هیچگاه چنین مفهومی وجود نداشته است تفسیر شیعه از«اولوالامر»هرگز به صورت بالا نبوده است.[نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر شهید مطهری].
ـ افشای جریانات سکولاریستی درجهان اسلام:
استاد مطهری ابعاد مختلف این جریانات را از زمان صدر اسلام تا دوران حیات خود شناسایی و معرفی میکند .او با بصیرت و فکرت خاص خود ماهیت این جریانات را تجزیه و تحلیل میکند .
پیشینه سکولاریسم در تاریخ اسلام:او با انتقاد از حکومت خلفا وبه خصوص حکومت اموی می گوید:اینجا بود که سیاست از دیانت عملا جدا شد یعنی کسانی که حامل و حافظ مواریث معنوی اسلام بودند از سیاست دور ماندند ودر کارها نمی توانستند دخالت کنند و کسانی که زعامت و سیاست اسلامی در اختیار آنها بود از روح معنویت اسلام بیگانه بودند و تنها تشریفات ظاهری را از جمعه و جماعت و القاب و اجازه به حکام اجرا میکردند.آخرالامر کار یکسره شد و این تشریفات ظاهری هم از میان رفت و رسما سلطنتها به شکل قبل از اسلام پدید آمد و روحانیت و دیانت به کلی از سیاست جدا شد.از اینجاست که میتوان فهمید بزرگترین ضربتی که بر پیکر اسلام وارد شد از روزی شروع شد که سیاست از دیانت منفک شد.[پیرامون انقلاب اسلامی شهید مطهری].
حضرت امام ره در مورد دین و سیاست میفرماید:اسلام دین سیاست است قبل از اینکه دین معنویات باشد ، اسلام همانطور که به روحیات نظر دارد و تربیت دینی میکند همانطور هم نظر به مادیات دارد و مردم را تربیت میکند که چطور از مادیات استفاده کنند.
اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم و تعلم عبادی و امثال اینها نیست ،اسلام سیاست است،اسلام از سیاست دور نیست ،اسلام یک مملکت، یک حکومت بزرگ به وجود آورده است ،اسلام انسان را تربیت میکند به همه ي ابعادی که انسان دارد چه بعد مادی و چه بعد معنوی.[صحیفه نور مجموعه رهنمود های امام ره].
ـ نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن ازنسبت صد به یک هم بیشتر است:از یک دوره کتاب حدیث که حدود ۵۰ کتاب است و همه احکام اسلام را در بر دارد ۳ یا ۴ کتاب مربوط به عبادات و وظایف انسان نسبت به پروردگار است،مقداری از احکام هم مربوط به اخلاقیات است بقیه هم مربوط به اجتماعیات،اقتصادیات،حقوق و سیاست و تدبیر جامعه است.[همان].
آنقدر آیه و روایات که در سیاست وارد شده در عبادات وارد نشده است.ما همه ي آنها را گذاشتیم کنار ویک بعد را،یک بعد ضعیفشرا گرفتیم.اسلام را به ما بد معرفی کرده اند ما هم باورمان آمده است که اسلام را چه به سیاست؟ سیاست مال قیصر و محراب مال آخوند! محراب را هم نمی گذارند برای ما باشد؛اسلام دین سیاست است حکومت دارد.شما بخشنامه حضرت امیر ونامه ي حضرت امیر به جناب مالک اشتر را بخوانید ببینید چیست؟ دستور های پیغمبر وامام در جنگها ودر سیاسات ببینید چه دارد. این ذخایر را ما داریم عرضه ي استفاده اش را نداریم. ذخیره موجود است. ما کتاب و سنتمان غنی است همه چیز در آن است لکن کارشناسان به ما بد معرفی کرده اند.[کتاب البیع حضرت امام ره].
ـ اسلام همه ي احکامش یک احکام مخلوط به سیاست است.نمازش مخلوط به سیاست است حج اش مخلوط به سیاست است،زکاتش سیاست است،اداره مملکتش،خمس اش برای اداره ي مملکت است.[صحیفه امام].جنبه عبادی جنبه سیاسی دارد . این موافقی که در اسلام هست؛مثل عید فطر،قربان،و حج ومواقف حج،نماز جمعه،وجماعات که در شب و روز انجام میگیرد.این مواقف علاوه بر اینکه جنبه عبادی دارد،جنبه سیاسی و اجتماعی هم دارد یعنی جنبه عبادی اش در جنبه ي سیاسی اش مدغم اند و منضم به هم اند.همین اجتماع در اعیاد برای نماز،این عبادت است لکن آن اجتماع خودش جنبه ي سیاست دارد.[امام ره ولایت فقیه].
ـ ۳ شاهد و دلیل عمده حضرت امام ره درباره ي آمیختگی دین و سیاست :
۱ـ ماهیت دستورات واحکام دینی: بیشتر ابواب فقهی به غیر عبادات اختصاص دارد.
۲ـ منش رهبران:حضرت امام ره می فرمایند:روش پیامبر اسلام نسبت به امور داخلی وخارجی مسلمین نشان دهنده ي این است که یکی از مسئولیتهای بزرگ شخص رسول اکرم مبارزات سیاسی آن حضرت است.[صحیفه امام ج۵].
۳ـ اهتمام دین به اجرای احکام : از جلوه های مهم این عنوان نصب ولایت امر در عصر غیبت،توجه وافر به مسئله ي امر به معروف و نهی از منکر،پیش بینی قوانین جزایی و حدود و تعزیرات برای متخلفین را میتوان نام برد [حکومت اسلامی و اندیشه اسلامی و ولایت فقیه امام]. منظور از سیاست در این زمینه ،سیاست مورد نظر آموزه های دینی است.امام علی علیه السلام سیاست را ملازم با هدایت میداند تا آنجا که میفرماید: بدان به درستی که بهترین بندگان خدا نزد خداوند رهبر سیاسی عادلی است که هدایت شده و هدایتگر باشد.[نهج البلاغه].
ـ اسلام در مجموعه تعالیم خویش بخش بزرگی را به مقوله ي حکومت و سیاست اختصاص داده است.
محتوای اندیشه سیاسی اسلام شامل دو بخش می باشد:
۱ـ فلسفه ی سیاسی اسلام، ککه مشتمل بر مباحث نظری و بنیادین عالم سیاست است.
۲ـ فقه سیاسی اسلام «فقه الحکومه» که مشتمل بر مباحثی نظیر:
الف.نوع حکومت و شکل و دولت.
ب. حقوق مردم بر حاکمان.
ج. وظایف مردم در قبال حکومت وحاکمان.
د. حقوق اقلیتهای مذهبی.
ه. نوع تعامل و ارتباط حکومت اسلامی با کفار.
نتیجه:چون دشمنان اسلام در تمام زمینه ها و عرصه ها از دین اسلام شکست خورده اند در صدد آنند که با رویکرد سکولار و ترویج این رویکرد و تفکر و القای آن به جامعه اسلامی دین اسلام را از عرصه ي زندگی کنار بزنند وبا این باور میخواهند به مردم بقبولانند که دین اسلام پاسخگوی مسائل زندگی بشر و جامعه کنونی نیست و باید از این عرصه کنار برود. هدف دشمن از این سیاست منزوی کردن دین و حتی نابودی آن میباشد. چرا که نظریات ،اندیشه ها و تئوریهای سیاسی اسلام است که نقشه ي آنها را نقش بر آب کرده و همچون سد محکمی در مقابل خواسته های آنها ایستاده است این دشمنان چه داخلی و چه خارجی، اسلام سیاسی و اسلام انقلابی را نمی خواهند بلکه اسلام مسجدی و محرابی و اسلامی را میخواهند که در مقابل ظلم های آنها ایستادگی نکند یعنی اسلامی خشک ومرده، تا آنها بتوانند تمام کشورهای اسلامی را تحت سلطه ي خود در آورند و منابع آنها را به غارت ببرند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
۳۲۷۳۱۲۵۶ -۰۵۱
commercial@site.ir
مشهد مقدس، شهید مفتح ۳۱
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.
طراحی و توسعه:استودیو هنر ایده نگار